|
به سایت کمیته
پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری در ایران
خوش آمدید! |
كميته
پيگيري و شوراي همكاري
بعد از سالها خفقان و سركوب جنبش كارگري ، با اعلام
موجوديت كميته پيگيري براي ايجاد تشكل مستقل كارگران
و اعتراض به مماشات سازمان جهاني كار
I LOبا
دولت ايران ، اميد تازه اي در فعالان جنبش كارگري
دميده شد . كميته پيگيري با هدف ايجاد تشكل هاي مستقل
كارگري شروع به فعاليت كرد بعد از كميته پيگيري ،
سنديكاي كارگران شركت واحد ، كميته هماهنگي و اتحاد
كميته هاي كارگري ايجاد شد كه ميتوان گفت هموار شدن
راه براي ايجاد اين تشكل ها ، آغاز گرش كميته پيگيري
بود .
اما بايد ديد بعد از گذشت چند سال كميته پيگيري به هدف
اوليه خود كه ايجاد تشكل هاي كارگري بود رسيده است ؟
آيا آنچنانكه بعضي از فعالين مي گويند اين كميته ها به
بن بست رسيده اند ؟ آيا شوراي همكاري دست آورد عملكرد
و ضرورت كار عملي اين كميته ها بوده است ؟ در اين
نوشته سعي مي كنم به يكي از موانع ذهني عدم موفقيت
كميته پيگيري مروري كوتاه كنم . تا گامي هرچند كوچك
باشد و فعالين ديگر با نگاهي نقادانه در جهت جمعبندي
ريشه اي از عملكرد كميته تلاش كنند . تا بتوان گامهائي
استوارتر در جهت رشد و اعتلاي جنبش كارگري برداشت .
با بررسي تاريخ جنبش كارگري به راحتي ميتوان ديد كه
طبقه كارگر از نداشتن تشكلهاي توده اي هميشه رنج برده
و با پيدا كردن كوچكترين روزنه اي در جهت ايجاد اين
تشكلها تلاش كرده است . تاريخ جنبش كارگري به استثناء
مقاطعي كوتاه كه بحرانهاي سياسي در جامعه حاكم بوده و
سركوب پليسي مجبور به عقب نشيني شده ، فاقد تشكل هاي
توده اي و ادامه كار بوده است . در اين سالها با اوج
گيري اعتراضات كارگران و پراكنده بودن اين مبارزات و
عدم وجود سازمانهاي كارگري ، ضرورت ايجاد تشكل هاي
توده اي كارگران در دستور روز جنبش كارگري قرار گرفته
و فعالين كارگري تمام سعي و تلاششان را در اين جهت
بكار گرفتند . تلاش صادقانۀ
اين فعالين حاصلش ايجاد چند كميته و دست آخر شوراي
همكاري بين اين كميته ها و فعالين كارگري بوده است .
كه متاسفانه نه تنها در مبارزات جاري طبقه كارگر
نتوانسته اند تائثير بسزائي داشته باشند بلكه در رسيدن
به هدف اوليه خود نيز يعني ايجاد تشكل هاي مستقل
كارگري ، نتوانسته اند گامي به جلو بردارند .
تشكل هاي توده اي كارگران
ابتدائي ترين مسئله پيش روي هر فعال كارگري ، پاسخ
گفتن درست به اين سئوال است كه طبقه كارگر براي آنكه
بتواند بعنوان يك طبقه مستقل پا به ميدان مبارزه
بگذارد بايد چه پروسه اي را پشت سر نهد ؟ به خوبي روشن
است كه همۀ
قدرت طبقه كارگر در اتحاد و يكپارچگي
آن است و تا زمانيكه توده هاي وسيع طبقه كارگر به هويت
طبقاتي شان آگاه نگردند ايجاد يك وحدت وسيع طبقاتي
امكان ندارد .
توده هاي كارگر در مبارزات جاري خود براي رسيدن به
مطالباتشان و تداوم و قوت بخشيدن به اين مبارزات به
ضرورت تشكل پي برده و با ايجاد تشكل هاي گوناگون توده
اي كه ممكن است اين تشكل ها شكل هاي متنوعي نيز داشته
باشد از كارگر منفرد بودن درآمده و وحدت با هم
سرنوشتانش را تجربه مي كند و با درس گيري از شكستها و
پيروزيهايش مي آموزد كه مقابلش طبقه اي صف آرائي كرده
كه نيروهاي مسلح ، زندان و هزار و يك امكان ديگر را در
اختيار دارد . مي آموزد كه او نيز عضوي از يك طبقه است
و سرنوشتش با ديگر هم طبقه اي هايش گره خورده ، مي
آموزد كه تمام قدرت طبقه كارگر در اتحاد و يكپارچگي آن
است .
مي آموزد براي رسيدن به كوچكترين مطالبه اي بايد
مبارزه كند و پيروزي مبارزه اش متكي به تشكلي است كه
هر چه بيشتر هم سرنوشتانش در آن تشكل گرد آمده باشند .
اين پروسه ، پروسه اي است كه پيچ خم هاي بسياري دارد و
طبقه كارگر بناگزير مي بايد از تمام اين پيچ و خم ها
بايد بگذرد . اين راه طولاني باشد يا كوتاه ، بهر حال
راهي است كه طبقه كارگر پيش رو دارد .
پيشروي طبقه كارگر و پيروزي در مبارزات جاري اش متكي
به تشكل هاي توده اي كارگران است و متاسفانه در اين
رابطه درك درست و واحدي بين فعالين كارگري نيست .
ابتدا بايد ياد آور شد ايجاد تشكل هاي توده اي امر خود
كارگران است و اين تشكل ها ابتدا به ساكن به وجود نمي
آيند . بلكه در محيطهاي كار و به دست خود كارگران
همانگونه كه در بالا اشاره شد كارگران در مبارزات جاري
براي رسيدن به مطالبات خود و بنا به ضرورت مبارزه و
براي تداوم و قوت بخشيدن به اين مبارزه ، تشكل هاي خود
را ايجاد خواهند كرد . به خوبي براي پيشروان طبقه
كارگر روشن است كه هر بخشي از طبقه ، بنا به شرايطي كه
در آن قرار دارد مي بايد تشكلي را سازمان دهد كه
بتواند بخش بيشتري از هم سرنوشتانش را در آن سازمان
داده و فعال نمايد . تشكلي كه توده هاي وسيعي از
كارگران از طريق آن آموزش ببينند و آگاه شده و رشد
يابند . در اين تشكلها توده هاي وسيعي از كارگران بدون
در نظر گرفتن هيچ تفاوتي و صرفا بر مبناي موقعيت مادي
و اقتصادي شان ، يعني هم سرنوشت بودنشان در آن متشكل
شده و در آن چون تني واحد عمل خواهند كرد و با نيروي
اتحاد و همبستگي خود نيز از تشكل هايشان دفاع خواهند
كرد . اولين مشخصۀ
تشكل هاي توده اي كارگران ، در مستقل بودن آن از دولت
و كارفرما مي
باشد . كارگران در تجربه عملكرد تشكل هاي فرمايشي را
ديده اند وبخوبي ميدانند تشكل هاي واقعي كارگري نمي
تواند با جلب نظر دولت و سرمايه دار ايجاد شود، بلكه
بايد با نيروي همبستگي و متحد خود ، سرمايه داري را
مجبور به رسميت شناختن تشكل هاي مستقل كارگري كنند .
تنها نيروي خود كارگران و مبارزۀ
متحدانه شان است كه به تشكلهايشان
رسميت بخشيده و آنرا به سرمايه داري تحميل مي كند .
كميته پيگيري
بخشي از فعالين كميته پيگيري ، آنرا ظرفي در بر گيرنده
گرايشات متفاوت كارگري قلمداد كرده و مي گويند ما در
جهت ايجاد تشكل هاي كارگري فعاليت مي كنيم . هر چند كه
عملا كميته رابه عنوان يك تشكل توده اي كارگران
ميدانند و سعي در تعريف ماهيت و خصوصيت كميته بعنوان
يك تشكل توده اي هستند ، آنچنان كه در اساسنامه ماده
1- كميته پيگيري خود را چنين تعريف كرده است " يكي از
ابزارهاي مبارزه كارگران بوده كه متشكل از كارگران ،
نمايندگان منتخب در مجامع عمومي در بخش هاي مختلف
كارگري و فعالين كارگري مي باشد " در واقعيت امر از
آنجا كه اين تشكل در برگيرندۀ
بخشي از فعالين كارگري است و
جدا از محيط كار و مبارزات جاري كارگران شكل گرفته ،
در تناقض با تشكل هاي توده اي كارگران قرار گرفته و
بقولي از آنجا رانده و از اينجا مانده اند . هر چند كه
در اساسنامه ، كميته اهداف خود را چنين بيان مي كند
ماده 2- " پيشبرد امر سازماندهي و پيگيري روند ايجاد
تشكل هاي آزاد كارگري بدون دخالت نهاد و مقامات دولتي
وكارفرمايان " عملا با گذشت تقريبا دو سال ، فعالين
كميته در پيشبرد اين هدف نتوانسته اند گامي عملي
بردارند . كه خود اين امر نشان از درك غلط و ديدگاه
مغشوش اين فعالين در مورد تشكل هاي توده اي كارگران و
همچنين تشكل هايي كه در بر گيرندۀ
فعالين كارگري بوده ودر خارج از محيط هاي كار شكل مي
گيرند ، مي باشد .درك غلطي كه در عمل ، علت عدم حضور
تودۀ
كارگران در كميته را ، به توده اي نشدن اين تشكل نسبت
داده و تا آنجا پيش ميرود كه غرق شدن در جنبش خودبخودي
و قانون گرائي را راه اصولي ايجاد تشكلهاي توده اي
كارگران قلمداد ميكند . نقش و وظايف فعالين كارگري را
كم رنگ كرده تا حد نوشتن يك اطلاعيه و در نهايت شركت
در يك آكسيون خلاصه مي كند . همانگونه كه در ماده 12
اساسنامه كميته پيگيري به درستي آمده است در جهت تعريف
وظايف واحد ارتباطات و تبليغات " برقراري ارتباط با
ساير فعالين كارگري وتبليغ جهت پيوستن آنها به كميته
پيگيري وتلاش براي اتحاد عمل ضروري با سايرتشكلها "
تشكل هايي مانند كميته پيگيري كه از فعالين كارگري
تشكيل شده و بر اين اساس نيز بايد خود را تعريف
كنند.تعريفي كه در بر گيرندۀ
وظايف فعالين كارگري باشد. فعالي كه دخالت در مبارزات
جاري طبقه كارگر به شكل روتين و مستمر و روزانه ، جزئي
از وظايفش محسوب شده وبا دخالت فعال در اين مبارزات در
جهت پيشبرد و سازماندهي اش به وسيله تشكل هاي خود
كارگران سعي و كوشش مي كند . با حضور در محيط زيست و
كار كارگران، سعي در مرتبط كردن پيشروان طبقه به
يكديگر كرده و با داشتن نقشي فعال در مبارزات بخش هاي
مختلف طبقه كارگر و جلب حمايت اين بخش ها از يكديگر در
جهت منافع پايه اي و اساسي كارگران كوشش مي كند ومنافع
كل طبقه را سر لوحه كارش قرار ميدهد . فعالي كه از
طريق كار هر روزه وآموزش اصول مباني علمي ،سعي در آگاه
كردن هم زنجيرانش مي كند .
شوراي همكاري
به فراخوان اتحاد كميته هاي كارگري در جهت اتحاد عمل
تشكلها و فعالين كارگري بر سر مبرمترين مسائل و معظلات
جنبش كارگري و ايجاد تشكل سراسري يا فراگير كارگري ،
كميته پيگيري ، كميته هماهنگي و بخشي از دانشجويان
و..........پاسخ مثبت دادند و همانطور كه در دعوتنامه
اتحاد كميته هاي كارگري پيشنهاد شده بود، شوراي همكاري
تشكل ها وفعالين كارگري آغازبه فعاليت كرد. اين شورا،
همانگونه كه درفراخوان نيزبه آن اشاره شده ،در پي عدم
موفقيت اين تشكل ها در رسيدن به هدف تعريف شده خود و
پاسخ گويي به علت عدم موفقيت و معظلات پيش رويشان و
همچنين ايجاد تشكل سراسري كارگران ، شكل گرفت .
متاسفانه درك رايج در شوراي همكاري نيز در مورد تشكل
توده اي كارگران ، همان درك غلط و مغشوش است كه با
مخدوش كردن تشكل فعالين و تشكل توده اي كارگران ، نه
تنها به معظلات پيش روي تشكل هاي شركت كننده در شورا
پاسخي نمي دهد بلكه شورا را نيز دچار همان معظلات
خواهد نمود . اما طرح ايجاد تشكل سراسري و فراگيرو
دادن فراخوان براي همكاري واتحاد براي ايجاد آن ، نه
تنها حاكي از همان درك غلط و مغشوش در مورد تشكل هاي
كارگري است بلكه در مواردي نيز توهم زا مي باشد كه
بايد از زواياي مختلف نقد و بررسي شود كه در اين نوشته
جاي آن نيست . در اينجا فقط به اشاره اي كوتاه در مورد
شوراي همكاري اكتفا مي كنم . اين شورا در بهترين شكل
كار آئي و تاثير گذاري در جنبش كارگري ، با اين تركيب
كه هم اكنون دارد ، تنها مي تواند در مقاطعي جهت اتحاد
عمل اين تشكل ها ، بر سر مسائل مشخص مانند برگزاري
مراسم و غيره عمل كند .
تشكل فعالين
اين تشكل از آنجا كه در خارج از محيط كار ايجاد شده و
بخشي از فعالين كارگري در آن متشكل شده اند مي بايد با
تفكيك وظايف چنين تشكل هايي از تشكل هاي توده اي
كارگران ، وقرار دادن منافع پايه اي و اساسي كل طبقه
پيش روي خود ، با افقي روشن و شفاف عمل نمايند . با
تهيه و ارائه راه كارهاي عملي ، نقش فعالي را در
مبارزات جاري كارگران داشته باشند و در جهت وحدت بخش
هاي مختلف طبقه كارگر و مرتبط كردن پيشروان اين بخش ها
به يكديگر سعي و تلاش كنند و در جهت رفع موانع سر راه
طبقه كارگر ، كه راهي پر پيچ وپر از موانع است بكوشند
. بطور نمونه تهيه بولتني كه هر كارگري با مراجعه به
آن ، بتواند به راه كار هاي عملي در جهت پيشبرد
مبارزات جاري اش دست يابد و در جهت رشد و آموزش اش از
آن سود برد . بولتني كه در شكل دادن به خواستها و شعار
هاي مبارزات جاري كارگران نقشي فعال داشته
باشد.
محمد - احسان
فهرست
|